السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
154
جواهر البلاغة ( فارسى )
البصره » معناى « من » در اين جمله ابتداى خاص است ، يعنى تنها ابتداى بصره را فرا مىگيرد و اين معناى حرفى و جزئى است . استعاره در حروف ، نخست در آن معانى كلى مثل ابتدائيت ، ظرفيت و . . . رخ مىدهد و سپس در آن معانى جزئى جريان مىيابد . نحو : ركب فلان كتفى غريمهاى « 1 » : لازمه ملازمة شديدة . و كقوله تعالى : مانند : فلانى بر دو شانهء بدهكارش سوار شد . يعنى بهطور پيگير و تنگاتنگ او را همراهى كرد . و مانند سخن خداى برين : « أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ » « 2 » آنان بر هدايتى [ برخوردار از هدايتى ] از سوى پروردگار خويشند . أى تمكنوا من الحصول على الهداية التامّة . « 3 » يعنى توانستهاند هدايت كاملى را به دست بياورند . و نحو : « أذقته لباس الموت أى ألبسته إيّاه » . « 4 » و مانند : جامهء مرگ را به او چشاندم ، يعنى آن را به او پوشاندم . تنبيهات عشرة التنبيه الأول : كلّ تبعيّة قرينتها مكنية . التنبيه الثانى : إذا أجريت الاستعارة فى واحدة من الإستعارة التصريحيّة أو من الاستعارة المكنيّة امتنع اجراؤها فى الاخرى .
--> ( 1 ) - در اجراى اين استعاره گفته مىشود : لزوم شديد ( همراهى تنگاتنگ ) به ركوب تشبيه شده است و جامع در هردو سلطه و چيرگى است ، و لفظ مشبّهبه ( ركوب ) براى مشبّه ( لزوم ) آورده شده است سپس از ركوب به معنى لزوم ، ركب به معنى لزم به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيّه مشتق شده است . ( 2 ) - بقره ، 5 ( 3 ) - در اجراى اين استعاره گفته مىشود : مطلق ارتباط بين هدايت يافته و هدايت به مطلق ارتباط بين مستعلى ( برترى يافته ) و مستعلىعليه ( چيزى كه بر آن برترى يافته شده است ) تشبيه شده است . و جامع در هر دو تمكن ( دست يافتن و توان پيداكردن ) است . و بعد ، تشبيه از آن دو كلى به جزئيات راه يافته است . سپس « على » از يكى از مشبّهبههاى جزئى به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيّه ، براى يك جزئى از مشبّههاى جزئى استعاره آورده شده است . ( 4 ) - در اجراى اين استعاره گفته مىشود : « اذاقه » ( چشاندن ) به « الباس » ( پوشاندن ) تشبيه شده است ، و « الباس » براى « اذاقه » استعاره آورده شده است ؛ و جامع در هردو اشتمال و فراگيرى است و از « لباس » به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيّه « البس » مشتق شده است ، سپس لفظ مشبّهبه حذف گرديده و به وسيلهء لباس كه يكى از لوازم مشبهبه است به آن مشبهبه اشاره شده است و اين به شيوهء استعارهء بالكنايه است .